خرید بک لینک

سلام

بلد قشنگ نوشتن نیستم ... فقط دلم گرفته کسی نیست باهاش حرف بزنم فقط خودم موندم تنها زیر این آسمون شهر ... حالا که خوب فکر میکنم میبینم تنهای تنهام نیستم خدام هست... خداجونم چرا اینقد این آدمات این بشری که آفریدی بدن .... آخه چرا بلد خوبی کردن نیستن ... دلم ازشون گرفته جایی رو برای فریاد زدن ندارم جایی نیست که حرفامو داد بزنم .... از بس این حرفا رو توی دلم ریختم پیر شدم .... منو ببین ... منم همون جوون جوونی که تا چند ماه پیش فقط میخندیدم ... حالا فقط یه چهره ی ناامید و گرفته با دلی شکسته باقی مونده ... بازم میگم خداجونم دوستت دارم ... هوامو داشته باش مثه همیشه.... شکرت...

+ ص - ۱٠:٤٦ ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٤/۱/٢٧

برچسب: نویسنده: هلیا اسدی تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 1:07

صفحه بندی